چهارشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۲

چگونه یک مهاجر ایده آل باشید؟

تصمیم به نوشتن تجربیات مهاجرات به نظرم بر هر مهاجر دست به وبلاگی واجب است. البته خواننده باید این را بداند که هر کسی تجربه منحصر به فردی با آدمهای آن محیط و امکاناتی که داشته را بازگو میکند و این به معنای تعمیم دادن به همه نیست !
از آنجایی که تب مهاجرت این روزها بیشتر و بیشتر شده و هرکسی سعی میکند به نوعی داخل وطن نشین ها رو از واقعیت های غرب وحشی مطلع کند ، منم از این پس سعی خواهم کرد به عنوان کسی که یکی از بدترین نوع های ویزا ( ویزای همراه یا F2) تجربیات خوب و بدم را بنویسم.
تصمیم گیری با خود شما !
ویزای همراه یا F2 به متقاضیان همسر دانشجو میدهند که با این ویزا شما اجازه کار یا درس را در خاک ایالات متحده آمریکا ندارید. البته به این معنی نیست که شما حبس شدید !
  • وقتی میدونید به عنوان همراه قراره ویزا بگیرید در ایران کلاس زبان برای TOEFL و GRE رو حتما برید. البته اگر مشکل تبدیل ریال به دلار ندارید اینجا هم میشه کلاس رفت که در ایلاتی که ما هستیم تقریبا ماهی هزار دلار میشد. که بعد از 7 ماه ( هفت هزار  دلار) میتونید برید و تافل بدید و بعد هم کلاسGRE و الی آخر..
  • شما اینجا میتونید کار کنید به شرط اینکه آشنا داشته باشید و به صورت دستی پول بگیرید. متاسفانه در ايالت و شهری که من زندگی میکردم هم وطنان و هم میهنان عزیز "اصلا" در این زمینه کمک نکردند و نتونستم کاری پیدا کنم که هم درد بی کاری اذیت نکنه و هم یک درآمد خیلی کمی داشته باشم .
  • اینجا به اندازه کافی وقت دارید باشگاه برید و از هوای تمیز و لبخند آدمها استفاده کنید.همینطور کارهای داوطلبی زیادی هست که تا مدتی سر شما رو گرم خواهد کرد.خودم نزدیک شش ماه Girls Inc داوطلب بودم که دوستهای خیلی خوبی پیدا کردم.

بی کاری غربت از هر مرگی سخت تره. چون شما رو نمیکشه و فقط هر روز زجرتون میده . البته این بی کاری برای من که ایران چندین سال سابقه کار داشتم و صبح تا شب بیرون بودم خیلی سخت و کشنده بود ولی بودند کسانی که ایران هم پیگیر سریال ترکیه ای ها بودند و اینجا هم از روزی 20 ساعت تلویزیون نگاه کردن خسته میشدند !
پس اگر قصد مهاجرت به عنوان همراه رو دارید حتما ایران کلاس آمادگی برای TOEFL و GRE رو برید که اینجا سریع پذیرش بگیرید و تنها نباشید.
  • اگر خیلی اصرار دارید که از ایران خارج بشید ، حتما تا یک سال بعد از خارج شدنتون رو برنامه ریزی کنید. تازه اینجا نیایید و کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرید.
  • دیدم کسانی که یا شانس یا اقبال لاتاری بردند و با اینکه ایران وضعیت خوبی داشتند به امید رویای آمریکایی و بدون برنامه تمام دار و ندارشون رو فروختند و اینجا تا چند سال مک دونالد کار میکردند. همون آدمها اگر واقع بینانه برنامه ریزی میکردند الان میتونستن جای بهتری باشند.
  • در آمریکا بدون دانستن زبان انگلیسی هیچ پیشرفتی نخواهید کرد. همون اوایل با خانومی آشنا شدم که دو سال پیش به آمریکا مهاجرت کردند و بعد از دو سال هنوز " حال " انگلیسی خوندن را نداشتن ! شما در هر کشوری زندگی کنید باید و باید زبان مردم اون کشور رو یاد بگیرید تا بتونید پیشرفت کنید. پس خواهشا یک سوزن بردارید و حباب آرزوهای تهی رو بترکونید و کمی واقع بینانه تر محیط و شرایط رو ببینید.
این چند خط نوشته حاصل یک سال تجربه غربت نشینی برای من بود. هرچند خیلی کم ولی در همین یکسال درس های بزرگی از زندگی یاد گرفتم.در پست های آینده درباره زندگی روزانه و تفریح خواهم نوشت.